از هر دو طرف ممكن است افرادى نفوذ كنند.
 گاهى یك دشمن از هر دو طرف نفوذ مى‌كند: از آن طرف به عنوان ارزش‌گرایى مى‌آید و با هرگونه تحوّلى مخالفت مى‌كند؛ حتى با راههاى رفته هم مخالفت مى‌كند و مى‌خواهد حركت انقلابى را برگرداند.
 از این خطرناكتر، این طرف قضیه است؛ به عنوان تغییر و تحوّل و پیشرفت، كسانى بیایند كه با اساس ارزشها و با اصل اسلام و با اصل تدیّن مردم و با اصل عدالت اجتماعى مخالفند؛ دچار همان سرمایه‌سالارى غربى‌اند؛ دنبال كیسه دوختن‌اند؛ با اصل رفع تبعیض طبقاتى مخالفند؛ با نام دین هم مخالفند، ولو به زبان نیاورند! اینها به نام تحوّل، به نام تغییر، به نام پیشرفت، به نام اصلاح، بیایند وارد میدان شوند و میداندارى كنند. اینها ممكن است در بدنه اقتصادى جامعه نفوذ كنند. اگر این‌گونه آدمهاى بیگانه و غریبه در بدنه اقتصادى جامعه نفوذ كنند، البته خطرناك است؛
 چون اقتصاد و مال و ثروت در جامعه مهم است و باید دست انسانهاى امین باشد. اما از آن خطرناكتر این است كه بیایند در مراكز فرهنگى نفوذ كنند؛ ذهن مردم، ایمان مردم، باورهاى مردم، خط سیر صحیح مردم را قبضه كنند و در اختیار بگیرند. همان چیزى اتفاق بیفتد كه در صحنه مطبوعات و صدا و سیماى دنیاى غرب اتفاق مى‌افتد؛ یعنى سرمایه‌سالارى. همچنان كه رادیوها و تلویزیونهاى بین‌المللى امپراتورى خبرى دنیا در دست سرمایه‌دارهاست، اینها به داخل كشور ما بیایند و مراكز فرهنگى را هم تصرف كنند و از طریق فرهنگى بخواهند اثر بگذارند. این همان چیزى است كه بنده چند سال قبل از این، نشانه‌هاى آن را در گوشه و كنار مشاهده كردم و «تهاجم فرهنگى» را گفتم. بعضى پذیرفتند، بعضى هم اصلش را انكار كردند و گفتند اصلاً تهاجم فرهنگى وجود ندارد!                                

اگر كسانى بیایند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها، دم از تحوّل بزنند؛ معلوم است كه تحوّل مورد نظر آنها چیست! تحوّل مورد نظر آنها، یعنى تحوّل نظام اسلامى به نظام غیر اسلامى! تحوّل مورد نظر آنها، یعنى حذف نام اسلام، حذف حقیقت اسلام و حذف فقه اسلامى! اتفاقاً ما بعضى از اینها را هم مى‌شناسیم. حالا بعضى كه از تفاله‌ها و پس‌مانده‌هاى رژیم گذشته‌اند كه در آن رژیم خوردند و چریدند و گوشت حرام بالا آوردند؛ بعد هم توانستند خودشان را در لابلاى جماعت مردم جا بزنند و حالا بتوانند نفسى تازه كنند و سر بلند كنند و ادّعاى آزادى و مردم سالارى و دمكراسى كنند؛ همان كسانى كه عمله ظلم و جور دستگاهى بودند كه بیش از پنجاه سال بر این مملكت حكومت كردند و یك ذره مردم سالارى در آن پنجاه سال نبود؛ حالا همین كسانى كه با همه‌ى وجود براى آن رژیم كار كردند، بیایند شعار اصلاحات بدهند! این اصلاحات معنایش چیست؟! این اصلاحات، یعنى همان اصلاحات امریكایى! یعنى حالا كه شما ملت ایران دست امریكا را قطع كردید، بیایید برگردید و روشتان را اصلاح كنید؛ اجازه بدهید اربابان امریكایى به داخل تشریف بیاورند و باز هم زمام اقتصاد و فرهنگ و اداره امور كشور را به دست گیرند!

یك عدّه هم كسانى هستند كه مال آن رژیم نیستند؛ اما از اوّل انقلاب، بلكه بعضى پیش از انقلاب، نشان دادند كه به اداره كشور برطبق احكام اسلام از بن دندان عقیده‌اى ندارند. آنها اسم اسلام را مى‌خواهند و اسم اسلام را دوست مى‌دارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نیستند؛ اما مطلقاً اعتقادى به فقه اسلامى، به احكام اسلامى و به حاكمیت اسلامى ندارند. معتقد به همان روشهاى فردى‌اند. اوایل انقلاب هم یك عدّه از همینها توانستند امور را قبضه كنند و در دست گیرند. اگر امام به داد این انقلاب نمى‌رسید، همین آقایان، خشك خشك انقلاب و كشور را به دامن امریكا برمى‌گرداندند! اینها هم دم از اصلاح مى‌زنند؛ گاهى دم از اسلام هم مى‌زنند؛ اما در كنار كسانى قرار مى‌گیرند كه صریحاً علیه اسلام شعار مى‌دهند و با آنها اظهار همبستگى مى‌كنند!

گاهى دم از اسلام مى‌زنند، اما در كنار كسانى قرار مى‌گیرند كه شعار ضدّیت با حكومت اسلامى، شعار سكولاریزم و حكومت منهاى دین و حكومت غیردینى و حكومت ضدّ دینى و لائیسم را مى‌دهند! پیداست كه اینها نفوذیند. اینها جزو آن دسته‌اى نیستند كه ارزشها را قبول دارند و معتقد به تحوّلند؛ نه. اینها نفوذیند؛ اینها بیگانه و غریبه‌اند. بنده چند ماه قبل از این در همین منبر نماز جمعه بحث «خودى» و «غیرخودى» را مطرح كردم؛ اما فریاد بعضیها بلند شد كه چرا مى‌گویید «خودى» و «غیرخودى»! بله، اینها غیرخودى‌اند؛ اینها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند؛

جناحهاى خودى باید حواسشان را جمع كنند.



بیانات در خطبه‌هاى نمازجمعه تهران‌ /   23 / 02 / 1379

تهیه و تنظیم : امیر خندان پور ( دانشجوی پیرو خط امام )

این مقاله در پایگاه تحلیلی خبری موج چهارم ( وبلاگ های دانشجویی ) منتشر شد .

http://www.moje4news.com/news/5226